الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

200

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

تفكر اتكا دارد كفر است . « 1 » 8 . مجلسى دوم : در ميان امّت اسلامى خلافى نيست كه هر كس معتقد باشد ستارگان مدبّر اين جهان و آفرينندهء حوادث و خير و شرّ آنند ، كافر مطلق است . در جاى ديگر گويد : اين عقيده ، كه ستارگان علت فاعلى همراه با اراده و اختيارند گرچه تأثيرشان توقف بر شرايطى داشته باشد ، كفر و با ضرورت دين مخالف است . « 2 » 9 . شيخ حرّ عاملى : علماى ما تصريح كرده‌اند كه علم نجوم و عمل به آن حرام است و بيان داشته‌اند : هر كس عقيده به تأثير ستارگان يا دخالت آن‌ها در تأثير داشته باشد كافر است و گفته‌اند : بطلان چنين عقيده‌اى از ضروريات دين است و اجماع بر اين مسأله را نقل كرده‌اند . از كسانى كه به آن چه گفتيم ، تصريح كرده‌اند ، شيخ مفيد و سيّد مرتضى در درر و غرر ، شهيد اوّل در قواعد و فوائد و دروس ، علّامه در تذكرة الفقهاء ، منتهى المطلب ، قواعد الاحكام و تحرير الاحكام ، شيخ على در شرح قواعد ، شهيد ثانى در شرح شرائع الاسلام ، محقق در معتبر ، كراجكى در كنز الفوائد و ديگران هستند و آن‌طور كه من به يادم هست هيچ‌يك از ايشان مخالفتى در اين زمينه نكرده است . « 3 » 10 . آية اللّه خوئى : آيا آموختن علم نجوم به تنهايى بدون عقيده به تأثير و عدم تأثير ستارگان ، جايز است يا نه ؟ شهيد در محكّى دروس قول به حرمت را به بعضى از اصحاب نسبت داده است ؛ ولى ظاهر برخى از احاديث اين است كه اگر آموختن فقط براى شناخت حركت ستارگان و جايگاه خاص آنان باشد ، جايز است و جمعى از بزرگان - رضوان اللّه عليهم - با آن موافقند و آنچه از احاديث شيعه و سنى ، كه به حرمت آموختن علم نجوم اشاره دارد ، بر كاربردهاى ديگر حمل مىشود . و خداوند داناست . « 4 » 11 . ابن ابى الحديد : آنچه ضرورى دين است ، باطل دانستن حكم علم نجوم و تحريم عقيده به آن و نهى از تصديق گفتار منجّمان است و اين معناى كلام امير المؤمنين - عليه السلام - است كه فرمود : هر كس سخن تو را ، تصديق كند ، قرآن را تكذيب كرده و از استعانت به درگاه الهى بىنيازى جسته است . « 5 »

--> ( 1 ) . مكاسب المحرمه ( چاپ جديد ) ، ج 2 ، ص 305 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 56 ، ص 291 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 12 ، ص 101 . ( 4 ) . مصباح الفقاهه ، ج 1 ، ص 248 ؛ نك : مكاسب المحرمه ، ج 2 ، ص 279 و 369 ؛ سبزوارى ، كفاية الاحكام ، ص 87 . ( 5 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 6 ، ص 212 ؛ نك : سنن الكبرى ، ج 8 ، ص 138 ؛ بيان و تحصيل ، ص 17 ، ص 404 .